از رفتارای نامیزون خودم زجر میکشم ! امروز رفتم دیدمش اونقدری که از دور بد میشه از نزدیک بد نیست کنارش حس خوبی دارم

معمولی بودیم مثه بقیه روزا از اینش بدم میاد که نمیتونه یه کمی جو رو عوض کنه متفاوت باشه نسبت ب بقیه روزا

ولی خب دیدم که چی خودمو زجر بدم این همه تو کش واکش باشم منم که الان حالا خیلی از بودنش ضربه نخوردم والا با به هم زدنش بیشتر ضربه خوردم این اواخر نه خواب راحت داشتم نه غذای درست حسابی

درسته کلی ایراد داره و نمیشه از ایرادهاش چشم پوشی کرد ولی خب ذات بدی نداره

میشه رو دوس داشتنش حساب کرد

فعلا قول داده که بتونه جبران کنه بتونه خودشو شرایط بدش رو تغییر بده امیدوارم که بتونه

من با خودم قول و قرار گذاشتم که دیگه خودمو بابت داشتن نداشتن هاش آزار ندم منظورم فقط مادی نیست !

یه سری اخلاق بد داره یه سری اخلاق خوب نداره ! منظورم این مدل داشتن نداشتناست خب کمبود هاش بیشتر به چشم میاد

ولی منم الان در حال حاضر آدم بهتری رو نسبت به اون سراغ ندارم که منتظرم باشه و قراره تنها باشم شاید اگه کسی دیگه با شرایط بهتر داشتم راحت تر جدا میشدم

دیگه بعد این همه وقت امروز دلم سبک شد سپردم دست خدا

وقتی به اول قضیه فک میکنم حس میکنم یه حکمتی توش بود ما با هم آشنا شیم و هرجا که قسمت باشه میرسیم به ته قصه

بیخیالی طی کنم شاید بهتر شه شرایط روحی و احساسیم

منبع : دلخوشی یک عدد ماتیلدا18 منبع : دلخوشی یک عدد ماتیلدا18 منبع : دلخوشی یک عدد ماتیلدا18
برچسب ها : شرایط ,باشه